برابرهای واژه از سنخ به پارسی
جستن واژهای دیگراز سنخ
برابرهای پارسی
از گونه
واژه «از سنخ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «از گونه» میباشد.
به جای «از سنخ» بگوییم «از گونه»
برابرها در شاهنامه
از گونه
برین گونه از چرم پویندگان
سخن رفت هر گونه از بیش و کم
کزین گونه نشنیدی از باستان
از آنکو ز هر گونه دیده جهان
برین گونه از جای برخاستند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: (=mixed) دَرآمیخته